غزلیات — حضریات خواجوی کرمانی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۲ — می رود آب رخ از باده ی گلرنگ مرا
- شمارهٔ ۳ — ساقیا وقتِ صبوح آمد بیار آن جام را
- شمارهٔ ۵ — آب آتش می برد خورشید شب پوش شما
- شمارهٔ ۴ — دست گیرید درین واقعه کافتاد مرا
- شمارهٔ ۶ — همچو بالات بگویم سخنی راست تو را
- شمارهٔ ۷ — مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را
- شمارهٔ ۸ — یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرا
- شمارهٔ ۱ — سبحان من یسبّحه الرَّمل فی القفار
- شمارهٔ ۱۱ — وقت صبوح شد بیار آن خور مه نقاب را
- شمارهٔ ۱۰ — رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را
- شمارهٔ ۱۲ — ای ماه قبچاقی شب است از سر بِنِهْ بَغطاق را
- شمارهٔ ۱۳ — آن ماه مهر پیکر نامهربان ما
- شمارهٔ ۱۵ — گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب
- شمارهٔ ۱۴ — رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را
- شمارهٔ ۱۶ — ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب
- شمارهٔ ۹ — آن نقش بین که فتنه کند نقش بند را
- شمارهٔ ۱۹ — دیشب در آمد آن بت مهروی شبنقاب
- شمارهٔ ۲۰ — ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب
- شمارهٔ ۲۱ — مغنّی وقت آن آمد که بنوازی رباب
- شمارهٔ ۱۸ — طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب
- شمارهٔ ۲۲ — ای کرده مه را از تیره شب نقاب
- شمارهٔ ۲۳ — ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
- شمارهٔ ۲۴ — طرّه مشکین نباشد بر رخ جانان غریب
- شمارهٔ ۱۷ — ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
- شمارهٔ ۲۸ — دلبرا سنبل هندوی تو در تاب چراست
- شمارهٔ ۲۵ — سحر بگوش صبوحی کشان باده پرست
- شمارهٔ ۲۶ — زلفش نافه ی تاتار تاریست
- شمارهٔ ۲۹ — وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدهست
- شمارهٔ ۳۰ — این باد کدامست که از کوی شما خاست
- شمارهٔ ۳۱ — لب شیرین تو هر دم شکرانگیزترست
- شمارهٔ ۲۷ — شعاع چشمه ی مهر از فروغ رخسارست
- شمارهٔ ۳۲ — کاف و نون جزوی از اوراق کتب خانه ماست
- شمارهٔ ۳۷ — چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست
- شمارهٔ ۳۸ — ایکه از سرچشمه ی نوشت برفت آب نبات
- شمارهٔ ۳۳ — ای که شهد شکرین تو برد آب نبات
- شمارهٔ ۳۴ — پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات
- شمارهٔ ۳۹ — ای قمر تابی از بنا گوشت
- شمارهٔ ۳۵ — رخسار تو شمع کایناتست
- شمارهٔ ۳۶ — سنبلش برگ ارغوان بگرفت
- شمارهٔ ۴۰ — هر که مجنون نیست از احوال لیلی غافلست
- شمارهٔ ۴۴ — آن حور ماه چهره که رضوان غلام اوست
- شمارهٔ ۴۶ — از لعل آبدار تو نعلم بر آتشست
- شمارهٔ ۴۵ — ز کفر زلفت ایمان می توان یافت
- شمارهٔ ۴۸ — کدام دل که گرفتار و پای بند تو نیست
- شمارهٔ ۴۷ — هنوزت نرگس اندر عین خوابست
- شمارهٔ ۴۱ — فروغ عارض او یا سپیده سحرست
- شمارهٔ ۴۳ — خطی کز تیره شب برخور نوشتست
- شمارهٔ ۴۲ — ترا که طره ی مشکین و خط زنگاریست
- شمارهٔ ۵۵ — برمه از سنبل پرچین تو پرچین بگرفت
- شمارهٔ ۵۶ — جان من جان مرا چون ضرر از بیماریست
- شمارهٔ ۵۰ — ترا که نرگس مخمور و زلف مهپوشست
- شمارهٔ ۵۱ — یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست
- شمارهٔ ۴۹ — هیچ دل نیست که میلش بدلارائی نیست
- شمارهٔ ۵۴ — در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست
- شمارهٔ ۵۲ — منزلگه جانست که جانان من آنجاست
- شمارهٔ ۵۳ — مشنو که مرا با لب لعلت هوسی نیست
- شمارهٔ ۵۷ — کفر سر زلف تو ایمان ماست
- شمارهٔ ۵۹ — دلبرا خورشید تابان ذره ئی از روی تست
- شمارهٔ ۶۱ — بوستان طلعتش را نو بهاری دیگرست
- شمارهٔ ۵۸ — از روضه ی نعیم جمالش روایتیست
- شمارهٔ ۶۰ — آن نه رویست مگر فتنه ی دور قمرست
- شمارهٔ ۶۲ — گفتمش روی تو صدره ز قمر خوبترست
- شمارهٔ ۶۴ — در خنده آن عقیق شکر ریز خوشترست
- شمارهٔ ۶۳ — ماهم از شب سایبان بر آفتاب انداختست
- شمارهٔ ۷۰ — بهار روی تو بازار مشتری بشکست
- شمارهٔ ۷۱ — عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست
- شمارهٔ ۷۲ — تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
- شمارهٔ ۶۶ — بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست
- شمارهٔ ۶۸ — سحرگه ماه عقرب زلف من مست
- شمارهٔ ۶۵ — ای جان جهان جان و جهان برخی جانت
- شمارهٔ ۶۹ — ای پیک صبا حال پریچهره ی ما چیست
- شمارهٔ ۶۷ — دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت
- شمارهٔ ۷۳ — جانم از غم بلب رسیده ی تست
- شمارهٔ ۷۴ — ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست
- شمارهٔ ۷۷ — این چنین صورت گر از آب و گلست
- شمارهٔ ۷۸ — رخش با آب و آتش در نقابست
- شمارهٔ ۷۶ — آنچه نماز زنده دلان جز نیاز نیست
- شمارهٔ ۷۵ — ز عشق غمزه و ابروی آن صنم پیوست
- شمارهٔ ۷۹ — گره ی زلف بهم برزده کاین مشک تتارست
- شمارهٔ ۸۰ — ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست
- شمارهٔ ۸۱ — شکنج زلف سیاه تو بر سمن چه خوشست
- شمارهٔ ۸۲ — ایکه زلف سیهت بر گل روی آشفتهست
- شمارهٔ ۸۳ — ای من زدو چشم نیم مستت مست
- شمارهٔ ۸۴ — چو از برگ گلشن سنبل دمیدست
- شمارهٔ ۸۵ — آنزمان مهر تو می جست که پیمان می بست
- شمارهٔ ۸۷ — بتی که طرّه او مجمع پریشانیست
- شمارهٔ ۸۶ — اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست
- شمارهٔ ۸۸ — هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیست
- شمارهٔ ۹۶ — ایکه لبت آب شکر ریختست
- شمارهٔ ۹۵ — آن ترک پریچهره مگر لعبت چینست
- شمارهٔ ۹۴ — گر از جور جانان ننالی رواست
- شمارهٔ ۸۹ — مرا یاقوت او قوت روانست
- شمارهٔ ۹۰ — دلم با مردم چشمت چنانست
- شمارهٔ ۹۱ — گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست
- شمارهٔ ۹۲ — با منت کینه و با جمله صفاست
- شمارهٔ ۹۳ — سپیده دم که جهان بوی نوبهار گرفت
- شمارهٔ ۹۷ — ابروی تو طاق است که پیوسته هلالست
- شمارهٔ ۹۸ — گل بستان خرد لفظ دلارای منست
- شمارهٔ ۹۹ — زلف لیلیصفتت دام دل مجنون است
- شمارهٔ ۱۰۱ — هیچ می دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است
- شمارهٔ ۱۰۰ — دیشب درآمد از درم آن ماه چهره مست
- شمارهٔ ۱۰۳ — میانش موئی و شیرین دهان هیچ
- شمارهٔ ۱۰۲ — کار ما بی قد زیبات نمی آید راست
- شمارهٔ ۱۰۴ — حیاتبخش بُود باده خاصه وقت صبوح
- شمارهٔ ۱۰۵ — بنوش لعل مذاب از زمرّدین اقداح
- شمارهٔ ۱۱۰ — نقش رویت بچه رو از دل پر خون برود
- شمارهٔ ۱۰۷ — هر کرا یار یار می افتد
- شمارهٔ ۱۰۶ — سپیده دم که صبا دامن سمن بدرد
- شمارهٔ ۱۰۸ — چه کسانند که در قصد دل ریش کسانند
- شمارهٔ ۱۱۲ — ز چشم مست تو آنها که آگهی دارند
- شمارهٔ ۱۰۹ — کسی کو دل بر جانان ندارد
- شمارهٔ ۱۱۱ — ماه من مشک سیه در دامن گل می کند
- شمارهٔ ۱۱۶ — کاروان ختنی مشک ختا می آرد
- شمارهٔ ۱۱۸ — گویی بت من چون ز شبستان بدر آید
- شمارهٔ ۱۱۷ — دوش کز طوفان اشکم آب دریا رفته بود
- شمارهٔ ۱۲۰ — ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود
- شمارهٔ ۱۱۹ — صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند
- شمارهٔ ۱۱۳ — ما بر کنار و با تو کمر در میان بماند
- شمارهٔ ۱۱۴ — ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد
- شمارهٔ ۱۱۵ — یارب این هدهد میمون ز کجا می آید
- شمارهٔ ۱۲۶ — مردان این قدم را باید که سر نباشد
- شمارهٔ ۱۲۱ — کسی که پشت بر آن روی چون نگار کند
- شمارهٔ ۱۲۳ — یاد باد آنکو مرا هرگز نگوید یاد باد
- شمارهٔ ۱۲۲ — صبح چون گلشن جمال تو دید
- شمارهٔ ۱۲۸ — باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود
- شمارهٔ ۱۲۵ — وفات به بُود آنرا که در وفای تو نبود
- شمارهٔ ۱۲۷ — دوش چون در شکن طرّه ی شب چین دادند
- شمارهٔ ۱۲۴ — یارش نتوان گفت که از یار بنالد
- شمارهٔ ۱۳۶ — دلا سود عالم زیانی نیرزد
- شمارهٔ ۱۳۵ — سرّیست مرا با تو که اغیار نداند
- شمارهٔ ۱۲۹ — آنزمان کز من دلسوخته آثار نبود
- شمارهٔ ۱۳۱ — چون ترک من سپاه حبش برختن زند
- شمارهٔ ۱۳۴ — در آن مجلس که جام عشق نوشتند
- شمارهٔ ۱۳۰ — زهی لعل تو درّ درج منضود
- شمارهٔ ۱۳۳ — پری رخان که به رخ رشک لعبت چینند
- شمارهٔ ۱۳۲ — خدنگ غمزه ی جادو چو در کمان آرد
- شمارهٔ ۱۳۹ — جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید
- شمارهٔ ۱۴۳ — انکو بشکر ریزی شور از شکر انگیزد
- شمارهٔ ۱۳۸ — خسرو انجم بگه بام برآمد
- شمارهٔ ۱۴۲ — از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد
- شمارهٔ ۱۴۰ — سنبلش غارت ایمان نکند چون نکند
- شمارهٔ ۱۴۱ — جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند
- شمارهٔ ۱۳۷ — لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمد
- شمارهٔ ۱۴۴ — شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود
- شمارهٔ ۱۴۶ — ترکم از غمزه چو ناوک بکمان درفکند
- شمارهٔ ۱۴۷ — خورشید را ز مشک زره پوش کرده اند
- شمارهٔ ۱۴۹ — چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
- شمارهٔ ۱۴۸ — آن پریچهره که جور و ستم آئین دارد
- شمارهٔ ۱۵۰ — آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید
- شمارهٔ ۱۵۱ — بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید
- شمارهٔ ۱۵۲ — دل مجروح مرا آگهی از جان دادند
- شمارهٔ ۱۴۵ — شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده اند
- شمارهٔ ۱۵۷ — مرا وقتی نگاری خرگهی بود
- شمارهٔ ۱۵۶ — دل من زحمت جان برنتابد
- شمارهٔ ۱۵۵ — اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود
- شمارهٔ ۱۵۴ — عجب دارم گر او حالم نداند
- شمارهٔ ۱۵۳ — بمهر روی تو در آفتاب نتوان دید
- شمارهٔ ۱۵۸ — دیگرانرا عیش و شادی گرچه در صحرا بود
- شمارهٔ ۱۶۰ — این چه نامه ست که از کشور یار آوردند
- شمارهٔ ۱۵۹ — دلم دیده از دوستان برنگیرد
- شمارهٔ ۱۶۱ — وهم بسی رفت و مکانش ندید
- شمارهٔ ۱۶۲ — مهره ی مهر چو از حقّه مینا بنمود
- شمارهٔ ۱۶۴ — چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
- شمارهٔ ۱۶۵ — چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید
- شمارهٔ ۱۶۶ — عجب از قافله دارم که بدر می نشود
- شمارهٔ ۱۶۳ — ماه فرو رفت و آفتاب برآمد
- شمارهٔ ۱۶۷ — این دلبران که پرده به رخ درکشیدهاند
- شمارهٔ ۱۶۸ — توئی که لعل تو دست از عقیق کانی بُرد
- شمارهٔ ۱۷۰ — شکر تنگ تو تنگ شکر آمد
- شمارهٔ ۱۷۵ — گر مرا بخت درین واقعه یاور نشود
- شمارهٔ ۱۷۶ — چون طرّه عنبر شکنش در شکن افتد
- شمارهٔ ۱۷۴ — اندم که نه شمع و نه لگن بود
- شمارهٔ ۱۶۹ — مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
- شمارهٔ ۱۷۳ — گل اندامی که گلگون می دواند
- شمارهٔ ۱۷۱ — وقت صبوح آنزمان که ماه بر آمد
- شمارهٔ ۱۷۲ — مه را اگر از مشک زره پوش توان کرد
- شمارهٔ ۱۸۰ — عید آمد و آن ماه دلافروز نیامد
- شمارهٔ ۱۸۲ — جان توجه بروی مهوش کرد
- شمارهٔ ۱۷۸ — من خاک آن بادم که او بوی دلارام آورد
- شمارهٔ ۱۷۹ — چون خطّ تو گرد رخ گلرنگ بگیرد
- شمارهٔ ۱۸۱ — کسی را از تو کامی بر نیاید
- شمارهٔ ۱۷۷ — ماجرائی که دل سوخته می پوشاند
- شمارهٔ ۱۸۴ — باز عزم شراب خواهم کرد
- شمارهٔ ۱۸۳ — سوی دیرم نگذارند که غیرم دانند
- شمارهٔ ۱۸۸ — چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد
- شمارهٔ ۱۸۹ — پیغام بلبلان به گلستان که میبرد
- شمارهٔ ۱۹۲ — سبزه پیرامن سرچشمهٔ نوشش نگرید
- شمارهٔ ۱۹۱ — خیمه ی نوروز بر صحرا زدند
- شمارهٔ ۱۸۵ — چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند
- شمارهٔ ۱۹۰ — چه بادست اینکه می آید که بوی یار ما دارد
- شمارهٔ ۱۸۷ — دوش چون موکب سلطان خیالش برسید
- شمارهٔ ۱۸۶ — گل نهالی ببوستان آورد
- شمارهٔ ۱۹۴ — ز حال بی خبرانت خبر نمی باشد
- شمارهٔ ۱۹۵ — ای نغمه ی خوشت دم داود را شعار
- شمارهٔ ۱۹۶ — دامن خرگه برافکن ای بت کشمیر
- شمارهٔ ۱۹۷ — ماه یا جنتست یا رخسار
- شمارهٔ ۱۹۳ — بر سر کوی تو اندیشه ی جان نتوان کرد
- شمارهٔ ۲۰۰ — برافکن سایبان ظلمت از نور
- شمارهٔ ۱۹۹ — بیار باده که شب ظلمتست و شاهد نور
- شمارهٔ ۱۹۸ — با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر
- شمارهٔ ۲۰۳ — شمسه ی چین را طلوع از طرف بغتاقش نگر
- شمارهٔ ۲۰۴ — ما را ز پرده ی تو دل از پرده شد بدر
- شمارهٔ ۲۰۵ — منم ز مهر رخت روی کرده در دیوار
- شمارهٔ ۲۰۶ — بیدلی گر دل ز دلبر بر نگیرد گو مگیر
- شمارهٔ ۲۰۱ — حبّذا پای گل و صبحدم و فصل بهار
- شمارهٔ ۲۰۲ — دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
- شمارهٔ ۲۰۸ — طرّه بفشان و مرا بیش پریشان مگذار
- شمارهٔ ۲۰۷ — ایا صبا گرت افتد بکوی دوست گذار
- شمارهٔ ۲۱۰ — ای خوشا وصل یار و فصل بهار
- شمارهٔ ۲۱۶ — در جهان قصّه حسن تو نشد فاش هنوز
- شمارهٔ ۲۱۱ — خادمه ی عود سوز مطربه ی عود ساز
- شمارهٔ ۲۱۲ — ای شده بر مه ز شبه مُهره ساز
- شمارهٔ ۲۱۳ — روز عیش و طرب و عید صیامست امروز
- شمارهٔ ۲۱۵ — ای دل ار صحبت جانان طلبی جان درباز
- شمارهٔ ۲۱۴ — بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
- شمارهٔ ۲۰۹ — مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار
- شمارهٔ ۲۲۲ — سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوش
- شمارهٔ ۲۲۳ — مستم زدو چشم نیمه مستش
- شمارهٔ ۲۲۴ — گرچه تنگ است دلم چون دهن خندانش
- شمارهٔ ۲۱۷ — ز لعل عیسویان قصّه مسیحا پرس
- شمارهٔ ۲۱۸ — دگر وجود ندارد لطیفه ئی ز دهانش
- شمارهٔ ۲۱۹ — ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش
- شمارهٔ ۲۲۱ — ای شب زلفت غالیهسا وی مه رویت غالیهپوش
- شمارهٔ ۲۲۰ — یار ما را گر غمی از یار نبود گو مباش
- شمارهٔ ۲۲۷ — مبرید نام عنبر بر زلف چون کمندش
- شمارهٔ ۲۲۸ — الوداع ای دلبر نامهربان بدرود باش
- شمارهٔ ۲۲۵ — کارم از بی سیمی ار چون زر نباشد گو مباش
- شمارهٔ ۲۲۹ — بیرون ز کمر هیچ ندیدم ز میانش
- شمارهٔ ۲۲۶ — ترک خنجرکش لشکر شکن ترلک پوش
- شمارهٔ ۲۳۲ — زهی مستی من ز بادام مستش
- شمارهٔ ۲۳۱ — چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش
- شمارهٔ ۲۳۰ — رقیب اگر بجفا باز دارم ز درش
- شمارهٔ ۲۳۴ — حسد از هیچ ندارم مگر از پیرهنش
- شمارهٔ ۲۳۳ — آنک جز نام نیابند نشان از دهنش
- شمارهٔ ۲۳۶ — آن ماه بین که فتنه شود مهر انورش
- شمارهٔ ۲۳۵ — سرو را پای بگل می رود از رفتارش
- شمارهٔ ۲۳۸ — ای حلقه زده افعی مشکین تو بر دوش
- شمارهٔ ۲۳۷ — گلزار جنتست رخ حور پیکرش
- شمارهٔ ۲۳۹ — ای دو چشم خوش پُر خواب تو در خوابی خوش
- شمارهٔ ۲۴۰ — به بزمگاه صبوحی کنون به مجلس خاص
- شمارهٔ ۲۴۲ — طفل بود در نظر پیر عشق
- شمارهٔ ۲۴۴ — چو حرفی بخوانی ز طومار عشق
- شمارهٔ ۲۴۷ — دیدم از دور بُتی کاکلکش مشکینک
- شمارهٔ ۲۴۵ — باز بر افراختیم رایت سلطان عشق
- شمارهٔ ۲۴۳ — ای برده عارضت بلطافت ز مه سبق
- شمارهٔ ۲۴۶ — سِری بالعِیس أصحابی وَلی فی العیس مَعشوق
- شمارهٔ ۲۴۸ — نکهت روضه ی خلدست که می بیزد مشک
- شمارهٔ ۲۴۱ — بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص
- شمارهٔ ۲۵۴ — چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال
- شمارهٔ ۲۴۹ — وه چه شیرینست لعل اندرو پنهان نمک
- شمارهٔ ۲۵۵ — ای ماه تو مهر انور دل
- شمارهٔ ۲۵۲ — ای دل من بسته در آن زنجیر سمن سا دل
- شمارهٔ ۲۵۱ — زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
- شمارهٔ ۲۵۶ — زهی ز باده ی لعلت در آتش آب زلال
- شمارهٔ ۲۵۰ — ای روان از شکّر تنگ تو شکّر تنگ تنگ
- شمارهٔ ۲۵۳ — رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل
- شمارهٔ ۲۶۱ — گر می کشندم ور می کشندم
- شمارهٔ ۲۶۲ — بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم
- شمارهٔ ۲۶۳ — روزی بسر کوی خرابات رسیدم
- شمارهٔ ۲۶۴ — ما بنظّاره ی رویت بجهان آمده ایم
- شمارهٔ ۲۶۰ — ای سواد خط تو شرح مصابیح جمال
- شمارهٔ ۲۵۷ — ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل
- شمارهٔ ۲۵۸ — گشت معلوم کنون قیمت ایام وصال
- شمارهٔ ۲۵۹ — دلم ربودی و رفتی ولی نمی روی از دل
- شمارهٔ ۲۶۹ — ما مست می لعل روان پرور یاریم
- شمارهٔ ۲۷۲ — شمع بنشت زباد سحری خیز ندیم
- شمارهٔ ۲۶۸ — ای روی تو چشمه ی خور چشم
- شمارهٔ ۲۶۵ — گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
- شمارهٔ ۲۷۱ — ما سر بنهادیم و بسامان نرسیدیم
- شمارهٔ ۲۷۰ — چو چشم مست تو می پرستم
- شمارهٔ ۲۶۷ — خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام
- شمارهٔ ۲۶۶ — ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته ایم
- شمارهٔ ۲۷۷ — بدانک بوی تو آورد صبحدم بادم
- شمارهٔ ۲۷۹ — ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
- شمارهٔ ۲۸۰ — نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدم
- شمارهٔ ۲۷۳ — نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
- شمارهٔ ۲۷۶ — می درم جامه و از مدعیان می پوشم
- شمارهٔ ۲۷۵ — از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
- شمارهٔ ۲۷۴ — رخشنده تر از مهر رخش ماه ندیدم
- شمارهٔ ۲۷۸ — وقتست کز ورای سراپرده ی عدم
- شمارهٔ ۲۸۸ — ای مِی لعل تو کام رندان
- شمارهٔ ۲۸۴ — خیزید ای میخوارگان تا خیمه بر گردون زنیم
- شمارهٔ ۲۸۳ — با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم
- شمارهٔ ۲۸۲ — رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو مستم
- شمارهٔ ۲۸۵ — خرّم آن روز که از خطّهٔ کرمان بروم
- شمارهٔ ۲۸۶ — ای نسیم سحری بوی بهارم برسان
- شمارهٔ ۲۸۷ — ای رخت شمع بُت پرستان شمع برون بر از شبستان
- شمارهٔ ۲۸۱ — من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم
- شمارهٔ ۲۹۱ — دلا از جان زبان درکش که جانان
- شمارهٔ ۲۹۴ — ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون
- شمارهٔ ۲۹۲ — چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران
- شمارهٔ ۲۹۶ — آن لب شیرین همچون جان شیرین
- شمارهٔ ۲۹۵ — بر اشکم کهربا آبیست روشن
- شمارهٔ ۲۸۹ — جان بده یا دگر اندیشه ی جانانه مکن
- شمارهٔ ۲۹۳ — زهی روی تو صبح شب نشینان
- شمارهٔ ۲۹۰ — چه خوش باشد میان لاله زاران
- شمارهٔ ۲۹۷ — نرگس مستت فتنه ی مستان
- شمارهٔ ۲۹۸ — ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان
- شمارهٔ ۳۰۲ — ببوستان می گل بوی لاله گون مستان
- شمارهٔ ۲۹۹ — ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان
- شمارهٔ ۳۰۰ — ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان
- شمارهٔ ۳۰۳ — در تابم از دو هندوی آتش پرستشان
- شمارهٔ ۳۰۱ — ای رخ تو قبله ی خورشید پرستان
- شمارهٔ ۳۰۴ — مرا ز هجر تو امّید زندگانی کو
- شمارهٔ ۳۱۰ — ای ملک دلم خراب کرده
- شمارهٔ ۳۰۹ — بساز چاره ی این دردمند بیچاره
- شمارهٔ ۳۱۱ — زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده
- شمارهٔ ۳۰۵ — آب آتش می رود زان لعل آتش فام او
- شمارهٔ ۳۰۷ — صبحست ساقیا می چون آفتاب کو
- شمارهٔ ۳۰۶ — خوشا کشته بر طرف میدان او
- شمارهٔ ۳۰۸ — ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو
- شمارهٔ ۳۱۲ — ای روانم بلب لعل تو آورده پناه
- شمارهٔ ۳۱۷ — این چه بویست ای صبا از مرغزار آورده ئی
- شمارهٔ ۳۱۶ — ای از گل رخسار تو خون در دل لاله
- شمارهٔ ۳۱۵ — برآمد ما هم از میدان سواره
- شمارهٔ ۳۱۴ — قدحی ده، ای بر آتش تتقی ز آب بسته
- شمارهٔ ۳۲۰ — گِرد ماه از مشک چنبر کرده ئی
- شمارهٔ ۳۱۸ — از مشک سوده دام بر آتش نهاده ئی
- شمارهٔ ۳۱۹ — من کیم زاری نزار افتاده ئی
- شمارهٔ ۳۱۳ — ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله
- شمارهٔ ۳۲۲ — اگر تو عشق نبازی بعمر خویش چه نازی
- شمارهٔ ۳۲۶ — شبست و خلوت و مهتاب و ساغر ای بت ساقی
- شمارهٔ ۳۲۱ — گرفتمت که بگیرم عنان مرکب تازی
- شمارهٔ ۳۲۵ — چون نئی سرگشتهٔ چوگان چو گوی
- شمارهٔ ۳۲۳ — دلا تا طلعت سلمی نیابی
- شمارهٔ ۳۲۴ — ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی
- شمارهٔ ۳۲۷ — گر آن مه در نظر بودی چه بودی؟
- شمارهٔ ۳۲۸ — ای میان تو چو یک موی و دهان یکسر موی
- شمارهٔ ۳۳۰ — ای دلم ز زلف سیهت زنّاری
- شمارهٔ ۳۳۳ — ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی
- شمارهٔ ۳۲۹ — خرامنده سروی به رخ گلستانی
- شمارهٔ ۳۳۴ — گهم رانی و گه دشنام خوانی
- شمارهٔ ۳۳۵ — باده ی گلگون مرا و طلعت سلمی
- شمارهٔ ۳۳۲ — بخوبی چون یار من نباشد یاری
- شمارهٔ ۳۳۱ — تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری
- شمارهٔ ۳۳۶ — برخیز که بنشیند فریاد ز هر سویی
- شمارهٔ ۳۴۰ — ای لالهزار آتش روی تو، آبروی
- شمارهٔ ۳۴۱ — چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی
- شمارهٔ ۳۴۲ — خودپرستی مکن ار زان که خدا میطلبی
- شمارهٔ ۳۴۳ — ای که بر دیدهٔ صاحبنظران می گذری
- شمارهٔ ۳۴۴ — مهست یا رخ آن آفتاب مهرافزای
- شمارهٔ ۳۳۸ — گر تو شیرین شکر لب به شکر خنده درآیی
- شمارهٔ ۳۳۷ — دلکم برد به غارت ز برم دلبرکی
- شمارهٔ ۳۳۹ — ای آینه قدرت بیچون الهی
- شمارهٔ ۳۴۶ — ترک صورت کن اگر عالم معنی طلبی
- شمارهٔ ۳۴۷ — حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از می
- شمارهٔ ۳۴۹ — مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنی
- شمارهٔ ۳۵۰ — ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی
- شمارهٔ ۳۴۸ — گر آفتاب نباشد تو ماه چهره تمامی
- شمارهٔ ۳۵۱ — ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی
- شمارهٔ ۳۴۵ — چگونه سرو روان گویمت که عین روانی
- شمارهٔ ۳۵۲ — گر به فریب میکشی ور به عتاب میکشی
- شمارهٔ ۳۶۰ — چون نیست ما را با او وصالی
- شمارهٔ ۳۵۵ — از برای دلم ای مطربه ی پرده سرای
- شمارهٔ ۳۵۶ — ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی
- شمارهٔ ۳۵۳ — گفتا تو از کجایی کآشفته مینمایی
- شمارهٔ ۳۵۷ — در دلم بود کزین پس ندهم دل به کسی
- شمارهٔ ۳۵۹ — ز تو با تو راز گویم به زبان بیزبانی
- شمارهٔ ۳۵۴ — پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای
- شمارهٔ ۳۵۸ — ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی
- شمارهٔ ۳۶۵ — روی تو گر بدیدمی جان بتو برفشاندمی
- شمارهٔ ۳۶۲ — ای رفته پیش چشمه ی نوش تو آب می
- شمارهٔ ۳۶۴ — چه خوش باشد دمی با دوستداری
- شمارهٔ ۳۶۳ — ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی
- شمارهٔ ۳۶۸ — أرّوض الخُلدام مغنی الغوانی
- شمارهٔ ۳۶۶ — یا باری البرایا یا ذاری الّذراری
- شمارهٔ ۳۶۱ — شاید آن زلف شکن برشکن ار میشکنی
- شمارهٔ ۳۶۷ — سقی الله ایام وصل الغوانی
- شمارهٔ ۳۷۰ — طوبی لک ای پیک صبا خرّم رسیدی مرحبا
- شمارهٔ ۳۶۹ — یا حادی النیاق قد ذُبتَ فی الفراق