نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۴ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چه خوش باشد دمی با دوستداری

نشسته در میان لاله زاری

اگر نبود نسیم زلف خوبان

نروید گلبنی بر جویباری

وگر سودای گلرویان نباشد

نخواند بلبلی بر شاخساری

کنارم زان از آب دیده دریاست

که هجران را نمی بینم کناری

خیالی گشتم از عشقش ولیکن

ندارم جز خیالش راز داری

فراق جان ز تن آن لحظه باشد

که یاری دور می ماند زیاری

نشاید گفت خواجو پیش هر کس

غم عشقش مگر با غمگساری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی لحظاتی است که با معشوق گذرانده می‌شود و اهمیت عشق و احساسات مرتبط با آن را بیان می‌کند. شاعر به توصیف لذت نشستن در میان گلی‌زار و نقش نسیم و گل‌ها در دنیای عاشقانه می‌پردازد. او به احساس تنهایی و غم دوری از محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که در غیاب معشوق، غم و فراق جان را می‌گیرد. در نهایت، تاکید دارد که نمی‌توان درد عشق را با هر کسی در میان گذاشت و تنها در جمع دوستان و همدردان می‌توان از آن سخن گفت.