نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در خنده آن عقیق شکر ریز خوشترست

در حلقه آن کمند دلاویز خوشترست

فرهاد را ز شکّر شیرین حکایتی

از خسروی ملکت پرویز خوشترست

بر روی خاک تکیه گه دردمند عشق

از خوابگاه اطلس گلریز خوشترست

دیگر حدیث کوثر و سرچشمه ی حیات

مشنو که باده ی طرب انگیز خوشترست

گو پست باش ناله ی مرغان صبح خیز

لیکن نوای چنگ سحر تیز خوشترست

صبحست خیز کاین نفس از گلشن بهشت

بزم صبوحیان سحر خیز خوشترست

اول بنوش ساغر و وانگه بده شراب

زیرا که باده ی شکر آمیز خوشترست

گر دیگران ز میکده پرهیز می کنند

ما را خلاف توبه و پرهیز خوشترست

خواجو کنار دجله ی بغداد جنتست

لیکن میان خطه ی تبریز خوشترست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان زیبایی‌ها و لذت‌های عشق، باده، و زندگی می‌پردازد. شاعر در هر بیت اشاره می‌کند که چیزهایی که به‌ظاهر پست یا کم‌ارزش به نظر می‌رسند، در واقع لذت بیشتری دارند. او از خنده و زیبایی‌های عشق، باده و خوشی‌ها سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که هر کدام از این لحظات و احساسات به خصوص در مقایسه با چیزهای دیگر، خوشتر و ارزشمندتر هستند. شاعر همچنین به زندگی در تبریز نسبت به بغداد اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که هر مکانی و لحظه‌ای زیبایی خاص خود را دارد. در نهایت، شعر دعوت به شادی و نوشیدن باده می‌کند و لذت‌های زندگی را گرامی می‌دارد.