شمارهٔ ۱۵ - وله خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
صدف دُرِّ معانی دُر دریای علوم
بلبل باغ فصاحت گل بستان سخن
ایکه هنگام سخن جان جهان زنده بتست
سخنت تحفه ی جانست و توئی جان سخن
چو شکر می شکند نرخ شکر می شکند
طوطی منطقت اندر شکرستان سخن
در بیانت سخن ار سحر حلالست چراست
در بنات قلم سرزده ثعبان سخن
تا بر ایوان سخن صورت معنی نقشست
صورت نام تو نقشست بر ایوان سخن
من همان مور ضعیفم سخنم پای ملخ
که برم تحفه بنزدیک سلیمان سخن
چون محمد تو باحسان سمری و ز پی آن
طبع خواجو بمدیحت شده حسّان سخن
تا جهان باد مبادا ز وجودت خالی
که جهانرا توئی امروز جهانبان سخن
شش جهة دمدمه ی صیت تو بادا که توئی
حاصل شش جهت و زبده ی ارکان سخن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به توصیف زیبایی و اهمیت سخن و بیان میپردازد. شاعر با استفاده از استعارات مختلف، به ارزش کلام و هنر سخنوری اشاره میکند و میگوید که سخن همچون گوهری در دل علوم و معانی است. او سخن را زندگیبخش و جانافزا توصیف میکند و میگوید که صدای دلنشین و فصاحت کلامش مثل بلبل در باغ است. همچنین از تأثیر کلام در ایجاد هنر و زیبایی یاد میکند و به این نکته اشاره دارد که حضور او در عالم سخن موجب غنای آن است. در نهایت، شاعر سخن را به عنوان بانی و جهانبان کلام معرفی میکند که از شش جهت به پخش آواز او میپردازد.