شمارهٔ ۲۲ - فی الشکایة من بعضی الارذال خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سکّهات قراضهٔ اقبال را عیار
بیطلعت دراهم افضال ناسره
طاوس سدره قهقهٔ شوق میزند
بر درگه رفیع تو چون کبک بردره
داری روا که خبث کند در قفای من
هر ناکسی گدای قفا خواره مسخره
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زبان فارسی روایتگر احساسات عمیق شاعر است. او از ناامیدی و قضاوت نادرست درباره خود سخن میگوید. شاعر به سکهای بیارزش تشبیه میشود که به خاطر نداشتن زیبایی و ارزش در دنیای اطرافش مورد تحقیر قرار میگیرد. همچنین، از شادی و شوقی که در مقابل درگاه یک نعمت بزرگ (ممکن است به خدا یا حقیقتی والا اشاره داشته باشد) ابراز میکند، سخن میگوید. در کل، شعر بیانگر تضاد میان ارزش درونی و قضاوتهای سطحی جامعه است.