شمارهٔ ۲۶ - فی الاستفتا خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ایا سپهر معالی که پرتو طبعت
چراغ گوشه نشینان عالم بالاست
درین حدیث چه گوئی که نیر اعظم
که شاه قبّه ی این هفت طارم خضراست
دگر سپهر نوردی که بر حدیقه ی چرخ
مثال زورق سیمین میانه دریاست
ز راه لطف بفرما که این دو جرم منیر
یکی چو سیم و یکی همچو زرّ پخته چراست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عظمت و نور سپهر معالی (آسمان بلند) صحبت میکند که همچون چراغی برای گوشهنشینان و گمشدگان دنیای روی زمین است. شاعر به توصیف نوری که این سپهر به دنیا میبخشد پرداخته و در عین حال اشاره میکند به نیر اعظم که حکمرانی بر هفت آسمان دارد. در این متن، به زیبایی و قدرت سپهر نوردی نیز اشاره شده که مانند یک قایق زیبا در دریای چرخش آسمان است. شاعر از خداوند درخواست میکند تا به او لطف کند و این دو ستاره درخشان را که یکی مانند نقره و دیگری مانند طلاست، برایش روشنتر کند.