نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ - و له ایضاً خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زهی ز شرم عطای تو آب گشته بحار

ز دست حلم تو بر خاک ره نشسته جبال

نجوم ثابته پیش سپهر قدرت پست

زبان ناطقه نزد صریر کلکت لال

ز نسل آدمی و آدمی باستحقاق

زاهل عالمی و عالمی باستقلال

سرای خلد فضایت معوّل دولت

جناب فضل مآبت مقبّل اقبال

بطبع عنصری ای شمس مشرق تفضیل

برای انوری ای بدر مطلع افضال

جمال خورده ز حسن عبارتت تشویر

کمال کرده ز لطف مقالت استکمال

ز راه فضل بفرما که رکن دعوی دار

برین طریق که دعوی کند رسد بکمال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ستایش و تمجید از فضایل و نعمت‌های یک شخصیت بزرگ می‌پردازد. او به زیبایی‌های طبیعت و قدرت و حلم این شخصیت اشاره می‌کند و آن را بالاتر از آسمان‌ها و ستارگان می‌داند. شاعر زوال انسان‌ها را در مقایسه با مقام و منزلت این شخصیت نشان می‌دهد و به فضل و تأثیر او در عالم اشاره می‌کند. در نهایت، او از این شخصیت می‌خواهد که در مسیر فضل و کمال راهنمایی کند تا دیگران نیز به موفقیت و کمال برسند.