نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۷ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

این چه بویست که از باد صبا می‌شنوم

وین چه خاکست کزو بوی وفا می‌شنوم

گر نه هدهد ز سبا باز پیام آورده‌ست

این چه مرغیست کزو حال سبا می‌شنوم

از کجا می‌رسد این قاصد فرخنده کزو

مژدهٔ آن مه خورشید لقا می‌شنوم

ای عزیزان اگر از مصر نمی‌آید باد

بوی پیراهن یوسف ز کجا می‌شنوم

می‌کنم ناله و فریاد ولی از در و کوه

سخن سخت به هنگام صدا می‌شنوم

نسبت شکل هلال و صفت قامت خویش

یک به یک زآن خم ابروی دو تا می‌شنوم

این چه رنجست کزو راحت جان می‌یابم

وین چه دردست کزو بوی دوا می‌شنوم

ای رفیقان من از آن سرو صنوبر قامت

به صفت راست نیاید که چه‌ها می‌شنوم

باد صبح از من خاکی اگرش گردی نیست

هر نفس زو سخن سرد چرا می‌شنوم

سخن آن دو کمانخانهٔ ابروی دو تا

نه به اندازهٔ بازوی شما می‌شنوم

هر گیاهی که ز خون دل خواجو رُسته‌ست

دم به دم زو نفس مهر گیا می‌شنوم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و احساس شاعر می‌پردازد که در آن به بوی خوشی از باد صبا اشاره می‌کند و سؤالاتی از خود می‌پرسد. شاعر از بوی وفا، پیام خوشی و عشق سخن می‌گوید و در عین حال به درد و رنجی که از این عشق به او می‌رسد اشاره می‌کند. او از سبا و یوسف یاد می‌کند و به تضاد میان ناله‌ها و زیبایی‌های وجود معشوق اشاره دارد، به طوری که از هر طرف به بوی خوشی و زیبایی معشوق می‌رسد، در حالی که خود در رنج و کوه و در به در است. درکل، احساس عشق، درد و زیبایی در این شعر به خوبی به تصویر کشیده شده است.