شمارهٔ ۱۹۱ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
تا جمال حور مقصورات بینی فی الخیام
باده پیش آور که هر دم باد عنبر بوی صبح
می دهد جانرا پیام از روضه ی دارالسلام
مشعل خورشید فروزان شمع بر گیر ای ندیم
باد شبگیری برآمد باده در ده ای غلام
ماه مطرب گو بزیر و بم در آور ساز را
کافتاب خاوری تشریف داد از راه بام
تا ترا در پیش بت رویان درست آید نماز
جامه ی جانرا نمازی کن بآب چشم جام
عزّت دیر مغان از ساکن مسجد مجوی
کافر مکّی چه داند حرمت بیت الحرام
عار باشد در طریق عشق بیم از فخر و عار
ننگ باشد در ره مشتاق ترس از ننگ و نام
من ببوی خال مشکین تو گشتم پای بند
مرغ وحشی از هوای دانه می افتد بدام
کام دل خواجو بآسانی نمی آید بدست
رو بنا کامی رضا ده تا رسانندت بکام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییها و لذتهای زندگی میپردازد. شاعر از زیبایی و شادابی در طبیعت و معشوق سخن میگوید و بادهای را تقدیم میکند تا لحظات خوشی را تجربه کنند. در این متن اشاره به عشق و بیاعتنایی به جاه و مقام وجود دارد، همچنین تأکید بر این است که انسان نباید از عشق و احساسات واقعی خود بترسد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و شاعرانه به نوعی به جستجوی خوشیهای زندگی و عشق حقیقی دعوت میکند و بیانگر سختیهای دستیابی به آرزوها و خواستههاست. در نهایت، بر اهمیت رضا و صبر در رسیدن به کمال و خوشبختی تأکید میشود.