نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۲ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر دم آرد باد صبح از روضه ی رضوان پیام

کاخر ای دلمردگان جز باده من یحیی العِظام

ماه ساقی حور عین و جام صافی کوثرست

خاصه این ساعت که صحن باغ شد دارالسلام

پختگانرا خام و خامانرا شراب پخته ده

حیف باشد خون رز در جوش و ما زینگونه خام

بر سر کوی خرابات از خرابی چاره نیست

نام نیکو پیش بد نامان بود ننگی تمام

گر مرید پیر دیری خرقه خمری کن بمی

زشت باشد دلق نیلی و شراب لعل فام

کام دل خواهی برو گردن بناکامی بنه

در دهان شیر می باید شدن بر بوی کام

عار باشد نزد عارف هر که فخر آرد بزهد

ننگ باشد پیش عاشق هر که یاد آرد ز نام

آنک در خلوتگه خاصش مجال عام نیست

لطف او عامست و عشق او نصیب خاص و عام

باد بر خاک عراق از دیده ی خواجو درود

باد بر دارالسلام از آدم خاکی سلام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف زیبایی‌های باغ بهشت و لذت‌های آن می‌پردازد. او اشاره می‌کند که فقط مشروب او می‌تواند جان مردگان را زنده کند و در این ساعت خاص، باغ به دارالسلام تبدیل شده است. شاعر می‌گوید که برای روح‌های آماده، شراب ناب و برای تازه‌کارها شراب پخته باید ارائه داد. او به انتقاد از کسانی می‌پردازد که به ظاهر خود و نام نیکو اهمیت می‌دهند و بر این باور است که عشق و لطف الهی، عمومی است و برای عاشقان خاص و عام در دسترس است. در نهایت، شاعر به احمد، شخصیت مورد نظر، درود می‌فرستد.