نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۶ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای بیتو مرا پر آب دیده

نادیده بخواب خواب دیده

ما پست و ترا بلند قامت

ما مست و ترا خراب دیده

جان قول تو بی سخن شنیده

دل روی تو بی نقاب دیده

از دیده فتاده در بلا دل

وز دل شده در عذاب دیده

یک ذرّه از آنک در تو پیداست

نادیده در آفتاب دیده

هر لحظه ام از غم تو کرده

رخساره بخون خضاب دیده

در آتش فرقتت ندیده

همچون دل من کباب دیده

بر یاد لب تو کرده هر دم

در ساغر من شراب دیده

یکباره بقصد خون خواجو

افکنده سپر بر آب دیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عاشقانه و دلتنگی سراینده است. شاعر با اشک و ناله از دوری معشوقش سخن می‌گوید و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان می‌کند. او خود را در وضعیتی ناپایدار و پر از غم توصیف می‌کند و از بلندی و زیبایی معشوق یاد می‌کند. شاعر از درد و رنج ناشی از فراق معشوقش می‌نالد و به یاد لب‌های او همواره در حال نوشیدن است. در نهایت، او به ناچار از همه چیز دست می‌کشد و تنها به یاد معشوق زندگی می‌کند.