نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۳ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)

چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی

چون ندیدی کان گوهر گوهر کانرا چه دانی

هر که او گوهر شناسد قیمت جوهر شناسد

گوهر کانرا ندیده جوهر جانزا چه دانی

تا ترا شوری نباشد لذّت شیرین چه یابی

تا ترا دردی نباشد قدر درمانرا چه دانی

چون سر میدان نداری پای دریکران چه آری

چون رخ مردان ندیدی مرد میدانرا چه دانی

خدمت دربان نکرده رفعت سلطان چه جوئی

طاق ایوانرا ندیده اوج کیوانرا چه دانی

چون تو سر گردان نگشتی منکر گوی از چه گردی

چون تو در میدان نبودی حال چوگانرا چه دانی

گرنه چون پروانه سوزی شمع را روشن چه بینی

ورنه زین پیمانه نوشی شرط و پیمانرا چه دانی

صبر ایوبی نکرده درد را درمان چه خواهی

حزن یعقوبی ندیده بیت احزانرا چه دانی

چون دم عیسی ندیدی گفته ی خواجو چه خوانی

چون ید بیضا ندیدی پور عمرانرا چه دانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفاهیم عمیق و تجربی زندگی انسان می‌پردازد. شاعر با استفاده از سوالات بلاغی به افرادی که تجربه‌های عمیق و واقعی در زندگی نداشته‌اند، یادآوری می‌کند که آنها نمی‌توانند ارزش و زیبایی‌های آن تجربیات را درک کنند. به عنوان مثال، تجربه‌های عشق، درد، و صبر به انسان عمق می‌دهد و بدون آنها، شناخت واقعی از ارزش‌ها و زیبایی‌های زندگی ممکن نیست. از این رو، شاعر به ما می‌گوید که برای درک معانی عمیق، نیاز به تجربه واقعی داریم و تنها با شنیدن یا دیدن از دور نمی‌توانیم درک درستی از آنها پیدا کنیم.