نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / معمّیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

آنک هستم ز خاک درگه او

من دلخسته روز و شب محروم

وطنش در میان جان منست

نی درون دل ار کنی معلوم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنج خود در دوری از وطن سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که وطنش در عمق وجود او قرار دارد و با وجودی که در خاک است، دلش همیشه برای وطنش تنگ می‌شود. شاعر به وضوح می‌گوید که عشق به وطن در دل او نهفته است و حتی اگر به ظاهر پنهان باشد، همیشه در وجودش باقی‌ست.