نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۴ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

ماهی که دلم بزلف مشک افشان برد

کس نیست که از درد فراقش جان برد

لعل لب او آب حیاتست ولیک

از حسرت آب آب خود نتوان برد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دلبستگی و عشق به یک ماهی (نماد محبوب) صحبت می‌کند که زیبایی او دل را می‌برد. او از درد جدایی و فراق آن محبوب به شدت رنج می‌کشد و به زیبایی لب‌های او که مانند لعل (جواهر) است، اشاره می‌کند. با این حال، شاعر حسرت این را دارد که نمی‌تواند از سیراب شدن آب حیات لب‌های او بهره‌مند شود.