شمارهٔ ۱۱ - فی مدح الامیر الاعظم مظفر الدنیا و الدین صادون بیک طاب ثراه خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / ترکیبات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون پدید آمد ز زیر هفت چرخ مستدیر
طلعت سلطان زرین تاج زنگاری سریر
از فراز سبز خنگ چرخ بر خاک اوفتاد
وز تواضع بوسه زد بر نعل یکران امیر
آن زمین حلم فلک سرعت که هست از مهر کین
در سخا اقلیم بخش و در وغا اقلیم گیر
اختر تأئید را از مشرق تیغش طلوع
و آسمان ملک را بر مرکز حکمش مسیر
بفکند از زخم شمشیرش فلک زرین سپر
بشکند از سهم پیکانش قلم در دست تیر
ملک هفت اقلیم گردون پیش جاهش مختصر
نقد چار ارکان عالم نزد انعامش حقیر
جود عالم بخش او ارزاق را نعم الکفیل
حکم عالم گیر او آفاق را نعم النصیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف بزرگی و مقام والای یک پادشاه میپردازد. به تصویر کشیده شده که چهرهی این پادشاه مانند طلعتی نورانی و درخشان است که از زیر هفت خزانهی آسمان بر زمین میافتد و به تواضع، بر نعل اسب امیر بوسه میزند. زمین و آسمان تحت تاثیر عظمت او هستند و این پادشاه با شمشیرش قادر است که سرنوشت را تغییر دهد و قلم تقدیر را بشکند. در برابر قدرت و بخشندگی او، حتی داراییهای چهارگانه عالم نیز ناچیز به نظر میرسند و او مدافع و حامی رزمندگان و بخشندهی نعمتها است. این اثر نشاندهندهی نقش تعیینکنندهی پادشاه در ادارهی امور جهان و سرافرازی او در برابر مشکلات است.