نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ - فی مدح الصاحب السعید جلال الدین الخوافی طاب ثراه خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / ترکیبات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای خادم سنبل تو عنبر

وز لعل تو رفته آب کوثر

در تنگ ز تنگ شکّرت قند

در شور ز پسته ی تو شکّر

هندوی خط تو نافه ی چین

لالای لب تو لؤلؤی تر

با مهر رخ جهان فروزت

از چشم فلک فتاده اختر

داریم در آرزوی رویت

سر بر کف دست و دست بر سر

بگشای ز صبح شام شبگون

بنمای ز شعر نقش شستر

پیش آر بوقت صبح باده

پر کن بگه صبوح ساغر

ادامهٔ شعر تایپ نشده (تصحیح سهیلی خوانساری صفحهٔ ۱۳۹)

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش اشاره دارد و او را به عنوان مظهر زیبایی و نعمت‌های الهی توصیف می‌کند. او از عطر و لطافت معشوق می‌گوید و به خصوصیات زیرچشمی و دلربایی او اشاره می‌کند. شاعر در انتظار دیدار اوست و آرزو دارد که فرصت بیشتری برای نزدیک شدن به او پیدا کند. همچنین، او از زیبایی‌های صبح و لذت نوشیدن شراب سخن می‌گوید، که نمادی از شادی و سرزندگی است. در کل، این شعر به عشق و زیبایی معشوق پرداخته و حس انتظار و شوق ملاقات را به تصویر می‌کشد.