شمارهٔ ۹ - فی التهنیة قدوم الصاحب الاعظم تاج الحق و الدین العراقی طاب ثراه خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / ترکیبات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مژده ی مقدم مخدوم جهان آوردند
خبر داور دوران زمان آوردند
توسن طبع مرا در جولان افکندند
طایر روح مرا در طیران آوردند
عطرم از لخلخه ی سنبل حورا سودند
تحفه ی جان من از عالم جان آوردند
ذره را شعشعه ی چشمه ی خور بخشیدند
بنده را خلعتی از حضرت خان آوردند
کشتگان را ز روان باز بشارت دادند
تشنگانرا بلب آب روان آوردند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به استقبال و مژدهی آمدن یک شخصیت مهم و مقدس پرداخته است. شاعر از احساساتی مانند شوق و سرور صحبت میکند و بیان میکند که طبع و روحش به وجد آمده است. او اشاره میکند که عطری روحانگیز از وجود این شخصیت برمیخیزد و هدایایی از عالم معنوی به او میرسد. همچنین به زندهکردن امید و سیراب کردن تشنگان از آب روان نیز اشاره میشود، که نمادی از نعمتهای الهی و رهایش از مشکلات است. در کل، این شعر حاکی از شادمانی و امید به آمدن نعمتهای زندگی و معنویت است.