بخش ۱۰۰ - نعره زدن سام نریمان بر دیوان خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
یکی نعره زد سام گرد آن زمان
که ای نامداران زابلستان
بگیرید از این دیوزادان شوم
که جائی ندارند در مرز و بوم
رسیدند آن لشکری پیش سام
فرحناک و خندان و دل شادکام
بگفتند دیوان هزیمت شدند
درین جنگ بی قدر و قیمت شدند
ولی قلوشت را بکردند بند
ببردند دیوان ناهوشمند
چنین گفت سامش کزین نیست باک
نگهدار بادش خداوند پاک
اگر دور گردون مرا دم دهد
درین روی دریا گشادم دهد
به دست آرمش من به هر جا که هست
به حکم خداوند بالا و پست
بباشید دور و تماشا کنید
که تا من چه سازم به دیو پلید
روان دست کرد و دو شاخش گرفت
بماندند گردان ازو در شگفت
برآورد خنجر روان از میان
بزد بر سر و شان او را روان
بگفتا به در رو ازین بحر آب
وگرنه به جانت فتد پیچ و تاب
بگفتا درین بحر آبت کشم
همین دم به درد و عذابت کشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، سام که از قهرمانان زابلستان است، با لشکری خوشحال و شاداب روبهرو میشود که گزارشی از پیروزی در جنگ و شکست دیوان (موجودات شرور) میآورند. سام، که نشاندهنده قدرت و اراده است، در پاسخ به آنها میگوید که از دیوان ترسی ندارد و برای جنگ با آنها آماده است. او قول میدهد که به هر قیمتی، دیوان را نابود کند. سپس در یک لحظهی هیجانانگیز، شاه دیوان را گرفته و با خنجری بر او میزند و به او هشدار میدهد که از آب دور شود، زیرا ممکن است برایش خطرناک باشد. این بخش از شعر نشاندهنده شجاعت، قدرت و عزم سام در مبارزه با دشمنانش است.