نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۷ - رزم قلواد با فرستو و کشته شدن فرستو خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

تو گفتی که بود او یک یپل مست

و یا شیر بود اژدهائی به دست

به نزد فرستو چو آمد فراز

خروشید بر وی که ای رزم‌ساز

درفش و تبیره برافراختی

ز ما نامداری سرانداختی

چنان بر تو گرید شه چین کنون

که گرید بر او اختر واژگون

فرستو ز قلواد پرسید نام

همان از نژاد و ز جاه و مقام

به پاسخ بجنباند لب نامور

برآشفت از مرد پرخاشخر

سنان درربود و بدو حمله کرد

برانگیخت قلواد اسب نبرد

درانداخت در یال مرکب عنان

برآمد ز جا باز کرده سنان

چنان زد بر او نعره‌ای از غضب

که شد روز روشن بر او تیره شب

بدان‌گونه پیکار برساختند

که خود را ز بس خشم نشناختند

ز ناگاه قلواد رزم‌آزمای

برآورد آن نیز? جان ربای

چنان زد بر او نیزه آن یل درشت

که از سینه او برون شد ز پشت

به خاک اندر افتاد آن جنگجو

که می‌داشت بر دل بسی آرزو

برانگیخت اسب و به میدان شتافت

دگر ره پی کین سواری نیافت

دگر از شه چین هم‌آورد خواست

دل نامداران ازو بر بکاست

درآمد سواری که جوید نبرد

ز گرزش سر و پشت او خرد کرد

سوار دوم چون برآمد به جنگ

همان‌گه بخستش به تیر خدنگ

سوار چهارم چو شد رزمجوی

بدان‌سان بخستش که بنهفت روی

چنان تا در درانداخت ده تن به خاک

دل شاه چین شد ازو دردناک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، به توصیف یک نبرد شدید و دلاورانه پرداخته می‌شود. قلواد، که شخصیتی قهرمان است، با دشمنی به نام فرستو مواجه می‌شود. این دو رزم‌آور در میدان جنگ به جان هم می‌افتند. قلواد با قدرت و خشم به فرستو حمله می‌کند و ضربه‌ای مرگبار به او می‌زند که او را به زمین می‌افکند. سپس دیگر سواره‌ها نیز وارد میدان می‌شوند و یکی پس از دیگری به قلواد حمله می‌کنند و همگی به‌دست او شکست می‌خورند. در پایان، دل شاه چین به خاطر شکست رزمندگانش به شدت ناراحت و دردناک می‌شود.