خواجوی کرمانی
زاده ۶۸۹ – درگذشته ۷۵۳ هجری قمری، کرمان
زندگینامهٔ خواجوی کرمانی
کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزلیات، خمسهٔ نظامی گنجوی را نیز جواب داده است. او در سال ۷۵۳ هجری قمری در شهر شیراز دار فانی را وداع گفت و در بالای تنگ الله اکبر شیراز به خاک سپرده شد.
آثار خواجوی کرمانی
شعرهای خواجوی کرمانی
- بخش ۲۵ - رفتن سام نریمان با قلواد به راه شهر چین — جدا شد ازیشان یل صف پناه
- بخش ۳۰ - اندر پادشاهی سام در خاور زمین — سران سپاهش پذیره شدند
- بخش ۲۶ - رسیدن سام به کنار دریا و رزم او با زنگیان — قضا را که قلواد در پیش بود
- بخش ۲۸ - کشته شدن سمندان به دست سام و رها شدن قلواد — برش رفت و زد بر سرش ناگهان
- بخش ۳۲ - چگونگی احوال عالم افروز پری با سام نریمان — چو دید آنکه با دختری خوب روی
- بخش ۲۷ - گفتار اندر خواب دیدن سام، فریدون را — درین گفت سام و سری پُر ز خواب
- بخش ۲۹ - کشتن سام نریمان، اژدها را — بگفت و روان کرد از دیده آب
- بخش ۳۱ - دیدن سام، قلواد و رفتن از عقب او — بدین سان چو پاسی ز شب درگذشت
- بخش ۳۳ - رفتن سام به شکار و دیدن قلوش را — روان سام نیرم به عزم شکار
- بخش ۳۹ - رسیدن پریدخت (و پرینوش به هم) و ملاقات کردن یکدیگر — تذروی برون جسته از چنگ زاغ
- بخش ۴۰ - تعریف کردن پرینوش از سام در نزد پریدخت — خورش کمترین گوهری بر کمر
- بخش ۳۸ - کشته شدن مکوکال دیو بر دست سام نریمان — بشد کشته آنجا مکوکال دیو
- بخش ۳۵ - درخواب دیدن سام، پریدخت را — همان لحظه چون سام مشکین نقاب
- بخش ۳۶ - کشته شدن ژند جادو به دست سام — وز آن جا به گنجینه دژ کرد روی
- بخش ۳۴ - دیدن سام، قلوش را — بدو گفت کای رشک سرو سهی
- بخش ۳۷ - چگونگی احوال سام با مکوکال دیو — سراینده دهقان مُوبد نژاد
- بخش ۴۶ - رفتن سام به باغ و چگونگی آن با پریدخت — ره طوبی آباد دختر گرفت
- بخش ۴۲ - دیدن سام، پریدخت را و بیهوش شدن — زناگه پدید آمد از پیش طاق
- بخش ۴۳ - دیدن پریدخت، سام را در پس پرده و بیتاب شدن — برفتند باری چو کبک از دره
- بخش ۴۱ - رفتن سام به دربار فغفور چین — به آئین و رسم فریدون و جم
- بخش ۴۴ - خطاب کردن سام با شمع و رای زدن — نهاده یکی شمع سوزنده پیش
- بخش ۴۵ - رفتن سام با فغفور به شکار — روان سام برخاست گفتش رواست
- بخش ۴۷ - غزل خواندن سام بر در حرمسرای پریدخت — نگارا سمن عارضا دلبرا
- بخش ۴۸ - غزل خواندن پریدخت — همان دم پریدخت فغفور چین