قطعه شماره ۱۲ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای ملک شیوه فرخنده شعار
وی فلک پایه عالی مقدار
کان فضل و هنر و مهر و وفا
منبع شرم و ادب، کوه وقار
مفخر زمره دانشمندان
هستی و نیست در این کار انکار
رو به مطلب نهم اولی است، از آنک
برتری زانچه نویسم صد بار
چون در این وقت به یاد آوردیم
شده به نامه نامیت اصدار
نامه نی، کاتب فهرست وجود
شده بر صفحه مه عنبر بار
طره اش رشک ده گیسوی حور
غره اش داغ نه عارض یار
طرفه تر اینکه خط مشکینش
شده مرهم پی ریش دل زار
آمد و از همه حرفی فرحی
رخ نما شد به من محنت بار
نافه سان باز گشادم چو سرش
این حوالی شد ازو رشک تتار
رشحه خامه جانان است این
یا خم زلف پری بر رخسار
یا خداوند به محض قدرت
جمع کرده است به هم لیل و نهار
بس که جانبخش بود، می زیبد
کنمش تا به قیامت تکرار
از همه سلسله اش، زنجیری
رفته در پای روان بهر قرار
خالد از مدحت ارو رنجه مشو
زانکه ز یک عشر نیاید به شمار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به وصف یک پادشاه یا شخصیت برجسته میپردازد که ویژگیهای مثبت و صفات عالی دارد. او را مظهر علم، ادب و وفا میداند و خاستگاه شرم و وقار میشمارد. شاعر برتری این شخصیت را از هر نظر ستایش میکند و بیان میکند که حتی نام او نیز در یادها باقی میماند و نامش به زیبایی نوشته شده است. خط او حساس و زیباست و میتواند دلها را آرام کند. شاعر همچنین به قدرت و نعمتهایی که این شخصیت به دیگران بخشیده اشاره میکند و از ارتباط میان شب و روز به عنوان نماد زندگی پرده برمیدارد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که ارزشها و فضایل این شخصیت به قدری بالاست که قابل شمارش نیستند.