نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شماره ۱۳ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای سراسیمه قهر تو سپهر دوار

گرنه طاقی، ز چه نه طاق فلک رای مدار؟

توامان وار کنی جمع به هم آتش و آب

شاهد حال بود فی الشجر الاخضر نار

هست با حکم تو آسان تر هر کار که هست

حل هر عقده که باشد بر عالم دشوار

پرتو مهرت اگر شعله به گلشن نزدی

مرغ کی از پی گل زار شدی در گلزار

عرش عکسی بود از عشر بحار کرمت

یا حباب است از آن قلزم نایاب کنار

فهم در کنه تو دخلی نکند گر به مثل

مور مساحی افلاک کند در چه تار

نیست محرم به شبستان جلالت اذهان

نبرد ره به دبستان کمالت افکار

طایر فکر ابد در طلب معرفتت

گر سوی عالم بالا بپرد آخر کار

نشود نیم جو از ساحت قدست آگاه

گر دو صد جای کند بند ز چیستی منقار

طرفه تر اینکه چو جانی به بدنها نزدیک

بلکه نزدیک تر از بینش چشم از ابصار

لیک اگر بوم ز خورشید نداری بهری

نیست چیزی بجز از ضعف خودش مانع بار

خالد ای غرقه گرداب هوس زار بنال

پیش ارباب کرم سود دهد ناله زار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عظمت و قدرت الهی پرداخته و به رابطه انسان با خدا و جهان اشاره می‌کند. شاعر با استفاده از نمادهایی چون آب و آتش، جایگاه پروردگار را به عنوان منبع حل مشکلات و گره‌گشایی از معضلات بشر توصیف می‌کند. او بیان می‌کند که در دنیای مادی، فهم و درک عمیق از خداوند ممکن نیست و انسان حتی با تلاش‌های بسیار نمی‌تواند به حقیقت او دست یابد. همچنین، به نزدیک بودن خدا به انسان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که انسان‌ها اگر در مسیر صحیح قرار نگیرند، به دور از حقیقت خواهند ماند. شاعر در نهایت، از کسانی که در گرداب هوس و شهوت غرق شده‌اند، می‌خواهد که به درگاه خداوند پناه ببرند و از ناله و دعا برای تغییر وضعیت خود بهره ببرند.