نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شماره ۲۱ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای خون فشرده در دل یاقوتت از رقم

تیر فلک چو قوس ز رشک شده است خم

این بارهاست کز پی یک نامه سیاه

آدم روانه گشت، نه لا بود و نه نعم

چون تو سوار شاهی و بیمی زمات نیست

آن به صریح گویی و رخ ناوری به هم

این بار می فرست وگرنه ز دست تو

خواهیم برد شکوه به شاه فلک همم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و ارزش‌های درونی فرد اشاره می‌کند و از احساساتی چون عشق و حسرت سخن می‌گوید. او به مسائلی چون ناپایداری زندگی و رقابت‌های انسانی می‌پردازد و بیان می‌کند که با وجود سختی‌ها و ناامیدی‌ها، همچنان در پی پیامی و ارتباطی است. در نهایت، به این نکته اشاره می‌کند که در صورت بی‌توجهی، ممکن است شکوه و عظمت را از دست بدهند.