قطعه شماره ۲۲ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / قطعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
ای شده در دهر به دانش علم
وی زده بر مهر ز عنبر رقم
نامه اندوه زدایت رسید
شکوه کنان از من و رنج و الم
سلسله اش مرغ روان را چو دام
رایحه اش اخگر دل را چو دم
در حق تو نیست قصوری مرا
لیک، به آن جان عزیزت قسم
هوش نبد در دم باز آمدن
رفت ز یادم که به خدمت رسم
هست بسی کار به بی اختیار
نیست نهان نکته جف القلم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ذکر علوم و دانش پرداخته و از نامهای که حاوی اندوههایش است، یاد میکند. او از رنجها و مشکلاتش شکایت کرده و بیان میکند که عشق و محبت به محبوبش مانند دام مرغی است که او را گرفتار کرده است. شاعر بر بیگناهی خود تأکید میکند و سوگند میخورد که در بازگشت به محبوبش، فراموشی بر او عارض شده و نتوانسته است به او خدمت کند. او همچنین اشاره میکند که بسیاری از کارها به ناخواسته انجام میشود و نکتههای پنهانی در نوشتن وجود دارد.