قطعه شماره ۲۰ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از روم تا به هند گرفتیم جان به کف
بهر نثار مرقد شه بوعلی شرف
بر وی قسم به جان عزیز مبارزش
کاندر وفاش کرد جوانی خود تلف
هست این غلام را به درش حاجت عظیم
لطفی کنند و باز رهانندش از اسف
باشد در آستانش امید شفاعتی
در حضرتی که یافت ازو هند صد شرف
یمضی علی الصلاح من العمر مابقی
یاوی الی الفلاح من الذنب ماسلف
شاهی به چشم خشم به بحر اربنگرد گهی
بر روی آفتاب شمارد دو صد کلف
نسبت به اعتناش خزف بهتر از گهر
با قوت غناش گهر کمتر از خزف
در چشم اهل دیده، مسماش همچو اسم
آئینه ایست عکس نمای شه نجف
خالد خموش، هر چه تو گوئی به طرز شعر
بی دولتان مبالغه دانندش و صلف
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف سفر شاعر از روم به هند و ارادت او به مرقد بوعلی سینا اشاره دارد. شاعر به وفاداری و شجاعت بوعلی قسم میخورد و به عظمت او و فضایلش اشاره میکند. او امیدوار است که در آستان بوعلی شفاعتی بیابد و از مشکلات رهایی یابد. شاعر در ادامه به پادشاهی که به مردم ظلم میکند و ارزشها را نادیده میگیرد، انتقاد میکند و میگوید که در نظر مردم، ارزشها و معانی باید بازتعریف شوند. در کل، شعر به موضوعاتی چون ارادت، امید به شفاعت و انتقاد از ظلم و تبعیض میپردازد.