قطعه شماره ۲۵ (ماده تاریخ در سوگ میرعثمان) خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
داد از این گردون دون، فریاد ازین
نیست جز مردان حق را در کمین
بحر احسان، کوه عرفان، کان جود
فخر دوران، ناصب اعلام دین
میرعثمان آنکه رای روشنش
بود نظم ملک را حیل المتین
گشت جانش تیر قدرت را هدف
باد بر وی رحمت از جان آفرین
ماه ذی الحجه بد بیست و یکم
رخش همت کرد در یکشنبه زین
رخت بیرون برد از این دنیای دون
خیمه برافراشت در خلد برین
شد ز صهبای شهادت جرعه نوش
گشت با همنام پیشینش قرین
خاک بر فرق فقیران کرد و رفت
خاطر خوشنود عالم شد حزین
بسکه گرد غم بجنبید از جهان
کس نداند آسمان را از زمین
زاریش را شب همه شب تا سحر
دیده ها بگشاده چرخ هشتمین
از پی تاریخ سالش گفت دل
باد صد باره به مرگش آفرین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهی مردان حق و فضایل آنان نوشته شده است، به ویژه میراعثمان که شخصیت مهمی در تاریخ دین و سیاست به شمار میآید. او به عنوان فردی با رای روشن و درخشان توصیف شده که تلاشهایش در نظم و اداره کشور مؤثر بوده است. تاریخچهی وفات او در بیست و یکم ذی الحجه بیان شده و به شهادت و روح بزرگ او اشاره دارد. همچنین، احساس غم و اندوهی که از فقدان او در جهان به جا مانده، و تاثیرات عمیق و ماندگار او بر جامعه و دین مورد تأکید قرار گرفته است. در نهایت، متن به یاد و خاطرهی این شخصیت والامقام ادای احترام میکند.