نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شماره ۲۹ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای مه برج شرف سروری

وی در درج صدف دلبری

مهر جان تاب سپهر کمال

تازه گل گلبن پیغمبری

چند بنفشه ز ریاض دلم

منتخب از گلشن و گلعنبری

لاف زنان آمد و در دلش

با خط تو داعیه همسری

داغ نهادیم به پیشانیش

یعنی غلامی و زهی داوری

اینکه به شرمندگی آمد برت

بسته به جان منطقه چاکری

گشته سیه روی و سر افکنده پیش

مانده پشیمان ز زبان آوری

خالد دلداده ز روی نیاز

ملتمس است از گنهش بگذری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی سخن می‌گوید. شاعر به توصیف محبوبی می‌پردازد که او را با تشبیهات زیبا به ماه و گل‌ها می‌سازد. حسرت و دلتنگی شاعر از علاقه‌اش به معشوق و آرزوی نزدیکی به او را بیان می‌کند. همچنین، شاعر از درد و عذاب ناشی از عشق ناتمام و حسرتی که به همراه دارد سخن می‌گوید و از معشوق خواستار عفو و گذشت در برابر اشتباهاتش می‌شود. این شعر حالتی عاشقانه و غم‌انگیز دارد که نشان‌دهنده‌ی عمق احساسات و آرزوهای انسانی است.