قطعه شماره ۳۲ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بود پیش از کار حارث، نام دیو بد سرشت
پس به هر گردون ورا نام دگر شد سرنوشت
عابد و زاهد، مودب در چهارم مستحیب
خاشع و شاکر مطیع است و عزازل در بهشت
خواند ابلیس خدا، یعنی ز رحمت ناامید
چون ز گلزار بهشتش راند، در نفرین بهشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف داستان حارث، دیوی بدسیرت و سرنوشت او میپردازد. در ابتدا، او در بین موجودات بدکار قرار دارد، اما در نهایت به چهارمین مرحلهای از زندگی میرسد که در آن عابد و زاهد و مودب است و در حال عبادت و تسلیم در برابر خداوند بهسر میبرد. بهشتی که در آن خاشع و شکرگزار است. در ادامه، ابلیس به عنوان نماد ناامیدی از رحمت خداوند بیان میشود، زیرا او از بهشت رانده میشود و در نفرین قرار میگیرد.