نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شماره ۳۴ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یا خیالت را بگو تا رو بگردانَد ز من

چون به بستر آرزوی خواب باشد بی‌توم

یا بیاسایم دمی با وی، فرو میرد مگر

آتش افروخته در استخوان پهلوم

من بدان سانم ز هجر تو که دانستی، ولی

بازگشتی هست مر وصل ترا ای مه روم؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها بیانگر احساس دلتنگی و جدایی شاعر از معشوق است. شاعر به معشوق می‌گوید که اگر خیال او به ذهنش بیاید، او را ترک خواهد کرد، زیرا این خیال مانند آرزویی است که بدون حضور او ناخوشایند است. همچنین، شاعر از آتش درد جدایی خود صحبت می‌کند و به نوعی ابراز می‌کند که چقدر عمیقاً دچار هجران شده است. در نهایت، او امیدوار است که دوباره به وصال معشوق دست یابد.