قطعه شماره ۴۳ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خورد در نافه خون مشک ختن از رشک گیسویش
نهد سروسهی سر در قدم از قد دلجویش
اگر زاهد به خواب آن شوخ را بیند یقین دانم
نسازد سجده را هرگز به جز محراب ابرویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با وصف زیباییهای معشوقهاش یعنی سرخوشی و جذابیت گیسوان او، به تصویر کشیدن عشق و شوق خود میپردازد. او میگوید که حتی اگر زاهدی خواب آن معشوق را ببیند، هیچ چیزی نمیتواند او را به سجده در برابر زیبایی ابروهایش وادار کند. در واقع، شاعر به شدت تحت تأثیر زیباییهای معشوق قرار دارد و هیچ محراب دیگری برای عبادت به جز زیبایی او نمیشناسد.