شمارهٔ ۱۰۴ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگرچه دل نصیب از چشم شوخت مکر و فن دارد
دهان و ابرویت پیوسته باری نقش من دارد
دلم را عاقبت از شمع رخسار تو روشن شد
که خطّت هرچه دارد جمله بر وجه حَسَن دارد
شنیدم با دهان تو ز تنگی لاف زد پسته
بگو آن بی ادب را تا زبان را در دهن دارد
چه آب روی از این بهتر شهید عشق را فردا
که از خاک سر کوی تو گَردی بر کفن دارد
خیالی را کجا باشد خیال خواب، چون هر شب
ز سودای خط و خالت شرر در پیرهن دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که دلش تحت تأثیر چشم و فنون چشمان او قرار گرفته است. او از روشنایی دلش که ناشی از چهره معشوق است سخن میگوید و تأکید میکند که زیبایی او در خطوط چهرهاش نمایان است. شاعر همچنین از حرفهای بیادبانه دیگران درباره معشوقش سخن میگوید و به آنها توصیه میکند که از اظهار نظر خودداری کنند. در نهایت، شاعر به یادآوری عشق و احساساتش نسبت به معشوق پرداخته و بیان میکند که عشق او همچون شعلهای در دلش میسوزد و این عشق هر شب او را در خواب نیز احاطه کرده است.