نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نقدی ست دل که سکّهٔ محنت به نام اوست

آن طایری که سلسلهٔ عشق دام اوست

با جم چه کار مست خرابات عشق را

چون آب خضر باده و خورشید جام اوست

از محرمان خلوت خاص است هرکه را

چشم امید بر کرم و لطفِ عام اوست

آزاده یی که بر درِ خلوت سرای یار

در سلک بندگی ست، سعادت غلام اوست

دل ابروی تو را مه نو گفت، عیب نیست

عیبی که هست در سخن ناتمام اوست

گرم از حدیث نظم خیالی ست درس عشق

زیرا که فتح باب معانی کلام اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف تاثیر عمیق عشق و محنت می‌پردازد. او دل را نقدی می‌داند که به نام عشق است و عشق را به عنوان مرغی که در دام اوست معرفی می‌کند. همچنین به میخانه و شراب عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که باده و نور خورشید در عشق پنهان است. شاعری که در خلوت یارانه است، خود را بنده سعادت می‌داند. او همچنین به تحسین زیبایی‌های محبوب می‌پردازد و از نقص‌های ناچیز که در کلام وجود دارد، سخن می‌گوید. در نهایت، عشق را به مثابه درسی می‌داند که گنجینه‌ای از معانی را در بر دارد.