نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای وزیری که ملک و جاه تو را

از سماوات و ارض بیرون ارض

از زمانه شکایتی دارم

بر ضمیر تو کرد خواهم عرض

که در ایّام دولت تو، یکی

که دعای تو باشد او را فرض

نخورَد هیچ چیز الاّ غم

نکند هیچ کار الاّ قرض

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وزیر می‌گوید که سر و سامان و مقام او از آسمان و زمین ناشی می‌شود. او شکایتی دارد و می‌خواهد در مورد وضعیت شخصی صحبت کند که در دوران حکومت وزیر، دعای او مورد نیاز است. این شخص تنها غم می‌خورد و هیچ کاری نمی‌کند جز اینکه قرض می‌گیرد.