نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بنیاد وجودم ز تو ای دوست خراب است

وین کار خرابی همه از حب شراب است

جانم به عذاب است ز مخموری دوشین

ساقی قدحی ده که در آن عین ثواب است

چون میگذرد عمر سبک رطل گران ده

وین چرخ گران از پی ما چون به شتاب است

زاهد که شود غره به زهدی که ندارد

آن زهد فریبنده او نقش سراب است

وانکس که بود عاشق و بی باک و قلندر

مقصود حقیقیش ز می رفع حجاب است

ای پیر اگر عهد نو در عشق شکستیم

مشکن دل احباب که این عین شباب است

ای خفته بیدرد نبینی که همه شب

مائیم نظر باز و ترا دیده به خواب است

گویند که نقصان کمال است که دایم

جویای شراب است و کباب است و رباب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ابراز عشق و درخواست از معشوق می‌پردازد. شاعر اظهار می‌کند که وجودش از عشق معشوق خراب شده و این بی‌نظمی ناشی از عشق به شراب است. او از ساقی می‌خواهد که قدحی پر از شراب به او دهد تا از عذابش کاسته شود. زمان را سپری شده می‌بیند و به بی‌معنایی زهدی که بدون عشق است اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به اهمیت عشق و نداشتن گناه در آن اشاره می‌کند و به دوستانش توصیه می‌کند قلب‌هایشان را نشکنند. شعر بر اهمیت لذت بردن از زندگی و عشق تأکید دارد و به سراب بودن زهد بدون عشق اشاره می‌کند.