شمارهٔ ۱۸۷ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
صبا زعشوه پنهان دوست الله دوست
از ساغر لب پنهان دوست الله دوست
زپسته ده او که هیچ پیدا نیست
نصیبه ای به قیران دوست الله دوست
ز تیر غمزه خونریز یار الله داد
اگلی ز گلشن بستان دوست الله دوست
زخیل سنبل بستان بار شیدالله
را زچشم سر خوش فتان دوست الله دوست
کمال زنده به بوی گلی ز گلشن اوست
پر صبا ز گلستان دوست الله دوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و محبت نسبت به خداوند و زیباییهای او پرداخته است. شاعر از طریق تصاویری زیبا و شاعرانه، ارتباط عمیق خود با دوستداران الهی را بیان میکند. او از پنهان بودن و دست نیافتنی بودن محبت الهی سخن میگوید و اینکه این عشق و جمال در دل طبیعت و گلها نیز احساس میشود. بهطور کلی، شعر تأکید بر زیبایی و کمال الهی و اهمیت عشق به خداوند دارد.