نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۳ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عاشقم بر تو ز عاشق کشتنت

دوست کئی تا دوست تر دارم منت

سر طلب از من که آرم در نظر

بر سر آن هم در چشم روشنت

گر دهی خون شکاری غمزه را

من شکار غمزة صید افکنت

ماه دزدی می کند خویی ز تو

زآن در آبد هر شبی از روزنت

دیده ای داریم بر روی نو پاک

باکتر از دید ما دامنت

آستین گر ساعدت پوشد ز ما

خون ما در گردن پیراهنت

میرود زلف تو در خون کمال

خون ناحق میکند در گردنت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق عمیق و پیچیده‌ای است که شاعر نسبت به معشوقش دارد. شاعر از احساسات خود می‌گوید و نشان می‌دهد که این عشق تا چه حد دردناک و عذاب‌آور است. او از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و در چشمش بیارد. شاعر همچنین به بازی‌های عشق و فریب‌های معشوق اشاره می‌کند و به تصویرسازی‌هایی از زیبایی و قدرت عشق پرداخته است. در نهایت، او از تضادها و تضییع حقوق خود در این عشق سخن می‌گوید و از عذاب‌های ناشی از این احساسات رنج می‌برد.