شمارهٔ ۳۲۴ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای مرا در هجر رویت چشم تر چون سر سفید
شد ز شست و شوی اشکم جام ها در بر سفید
از غم نادیدنت وز دیدن روی رقیب
یک دو دم چشمم سیاهست و دمی دیگر سفید
دیده می گردد سفید از انتظار روی خوب
ز انتظار به اینک دید، اختر سفید
پیش رویت هندوانند آن همه خال سیاه
هندوان بنگر بناگوش و عذار و بر سفید
گوئیا روی رنبیت نامه اعمال اوست
کان به صد شستن نگردد تا دم محشر سفید
هندوان زلف و خالت را دعائی میکنم
باد هر دو روسیه را رو چو مشکتر سفید
گوسیه باش و سفید آن رسته دندان و خال
مشک نیکوتر سیاه و در بود خوشتر سفید
روی چون دینارت از اشک تو سرخ اولی کمال
اسنانکه باشد کم بها هرگه که باشد زر سفید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره حسرت و اندوه عشق و دوری از معشوق است. شاعر به توصیف چشمانش میپردازد که به خاطر اشکها و غم فراق، درخشندگی و رنگ خود را از دست دادهاند. او از غم دیدن رقیب و نبودن معشوقش رنج میبرد و چشمانش به دنبال آن زیبایی همیشگی است. شاعر همچنین به زیباییهای معشوق اشاره میکند و او را به هندوان و خالداران تشبیه میکند، با تأکید بر اینکه حتی با وجود زشتیها، زیباییهای حقیقی میتواند همیشه باقی بماند. در نهایت، او بر این باور است که عشق و زیبایی واقعی نباید به راحتی فراموش شوند و یادآور میشود که چیزی با ارزشتر از ظاهر وجود ندارد.