نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۰ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

پیش روی تو ماه را چه وجود

که رخ تست ما هو المقصود

در شب قدر ابروان ترا

همه محراب‌ها برند سجود

آید از زلف تو فغان دلم

همچو آهنگ سوزناک از عود

آن دهان را کجا وجود نهند

که به بوسی نمی‌نماید جود

خاک این در شدم همین باشد

حد رفتن براه نامحدود

عقد زلفت گرفتم از سر دست

چند گیرم حساب نامحدود

گفته‌ی ترِ چو آبِ کمال

غوطه دادند لولو منضود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و شکوه معشوق اشاره دارد و از محبوبیت و جذابیت او سخن می‌گوید. شاعر به تمثیل‌هایی از جمله ماه و سجود محراب‌ها برای ابروان معشوق اشاره کرده و نشان می‌دهد که چگونه زیبایی او همه چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. او همچنین از احساسات عمیق خود و شوق و درد ناشی از عشق صحبت می‌کند. توصیف زلف و دهان معشوق و تعاملات عاشقانه، بیانگر ارتباط عمیق عاشق با محبوبش است. شاعر در نهایت به نامحدود بودن عشق و جذابیت معشوق اشاره می‌کند.