شمارهٔ ۴۶۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عاشقان خط تو را مشک ختا میگویند
گر خط آناست که داری نه خطا میگویند
طاق ابروی تو را گوشهنشینان جهان
قبلهی دعوت و محراب دعا میگویند
بیدلان زخم تو را مرهم جان میشمرند
خستگان درد تو را عین دوا میگویند
اهل مسجد که در احیا چو مسیحند امروز
پیش لعلت همه از علم شما میگویند
سالها رفت که بر بوی وفا منتظران
قصهی عهد تو با باد صبا میگویند
خط سبز و لب میگون تو را زندهدلان
به لطافت خضر و آب بقا میگویند
تا به وصف تو گشودیم زبان پیش کمال
قدسیان بر فلک از گفتهی ما میگویند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق و عشق به او میپردازد. شاعر به خط زیبای معشوق اشاره میکند و آن را مورد تحسین قرار میدهد. ابروهای معشوق همچون قبلهای برای دعا وصف میشوند و عشق و درد حاصل از فاصله با او به عنوان مرهم و دارو معرفی میگردد. همچنین به ارادت اهل معبد و مومنان به زیباییهای وجود معشوق اشاره شده و اشارهای به انتظار عاشقان برای وفای معشوق در سالهای طولانی میشود. در نهایت، شاعر به عظمت و لطافت معشوق اشاره دارد و ابراز میکند که سخن از او تا آسمان میرسد و مورد تحسین فرشتگان قرار میگیرد.