نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۲ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عاشقان را جور و نازیار می باید کشید

طعنه از دشمن جفا ز اغیار می باید کشید

عشق گنج است و رقیبا اندر این ره همچو مار

بهر گنج عشق زخم مار می باید کشید

جور هر نااهل و ناهموار بهر او می کشم

بهر یک گل زحمت صد خار می باید کشید

هر که در دام بلای عشق چون وامق فتاد

جور عذرای خودش ناچار می باید کشید

همچو غواصان مسکین از برای گوهری

زحمت دریای مردم خوار می باید کشید

چو نو در بحر عمیق عشق افتادی کمال

هرچه پیش آید ترا این بار می باید کشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان دشواری‌ها و رنج‌های عشق می‌پردازد. شاعر می‌گوید عاشقان باید در برابر ناز و جفاهای دیگران مقاومت کنند و تحمّل کنند. عشق را به یک گنج باارزش تشبیه می‌کند که برای به دست آوردنش باید زخم‌هایی مانند نیش مار را تحمل کرد. او تأکید می‌کند که برای هر گل زیبا، باید زحمات و خاری را تحمل کرد و هر کس در دام عشق گرفتار شود، ناچار باید درد و رنج آن را بپذیرد. همچنین اشاره می‌کند که برای به دست آوردن جواهر عشق، مانند غواصان که در دریا غوطه‌ورند، باید زحمت و سختی را متحمل شوند. در نهایت، هر چه بر سر عاشق بیفتد، باید آن را به دوش بکشد و کاستی‌ها را بپذیرد.