شمارهٔ ۴۶۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عاشقان روی ترا نور مصور خوانند
پرده بر گیر که روشن تر ازین بر خوانند
اشک ریزان شبستان فراق از سر سوز
عارض و خاک ترا شمع معتبر خوانند
گر نماید رخت از دفتر خوبی ورقی
ورق دفتر گل را همه أبتر خوانند
گر خیال لبت آرند امامان به نماز
بعد هر فاتحه ای سورة کوثر خوانند
اهل دانش که رساندند به پایان همه علم
لوح عشق تو چو ابجد همه از سر خوانند
در هوایت ز سر ذوق معلق بزنم
گر سوی دام تو بازم چو کبوتر خوانند
با دهانت سخن قند مکرر سهل است
سخن سهل نشاید که مکرر خوانند
عندلیبان سحر خوان خوش الحان در راست
صفت قد نو بر شاخ صنوبر خوانند
تا حدیث از قد آن سرو روان گفت کمال
گفته او ز حد بث همه برتر خوانند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است و به توصیف محبوب میپردازد. شاعر به تاثیر عشق بر روح و دل عاشق اشاره میکند و میگوید که عشق و زیبایی محبوبش به قدری خاص است که هر کس آن را توصیف کند، نمیتواند به درستی آن را به تصویر بکشد. همچنین، بیان میکند که علم و دانش هم در مقایسه با عشق به محبوب، کمارزش میشود و در نهایت تاکید میکند که زیبایی و شخصیت محبوب به حدی است که وصف آن همواره فراتر از کلمات است. شاعر از احساسات عمیق خود در عشق و دلتنگی، و همچنین از زیباییهای طبیعی بهره میبرد تا عمق عشقش را به تصویر بکشد.