نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۴ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عاشقان طالب و صاحب نظران در کارند

عاقلان بیخبر و بیخبران هشیارند

خفته صبح ازل رفت پس پرده خواب

تا شبانگاه ابد زنده دلان بیدارند

موسی از طور تجلی ارنی گفت و گذشت

همچنان اهل نظر منتظر دیدارند

ز آفتاب رخت آنها که نمودند طلوع

گاه مستغرق نورند و گهی در نارند

دود سودای تو در خاطر ما تنها نیست

که برین آتش ازین سوختگان بسیارند

حکم بر ظاهر پوشیده روان تا نکنی

که درین خرقه بسی صورت و معنی دارند

با خیال رخ زیبای تو اصحاب کمال

طوطیانند که از آینه در گفتارند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر دو گروه متفاوت از افراد است: عاشقان و عاقلان. عاشقان در پی وصال معشوق و تجلیات الهی هستند و همواره در جستجوی شناخت و دیدار، در حالی که عاقلان بی‌خبر از این مسائل هستند. شاعر به بیان لذت‌ها و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد و اشاره می‌کند که بسیاری از انسان‌ها در این آتش عشق سوخته‌اند. همچنین، او تاکید دارد که ظواهر دنیوی تنها نمایانگر حقیقت نیستند و در باطن آن‌ها عمق‌ها و معانی ناشناخته‌ای وجود دارد. در نهایت، اشاره به زیبایی و جذابیت معشوق دارد که انسان‌ها را به گفتار و اندیشه واداشته است.