شمارهٔ ۴۹۷ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
لب ار اینست و گفتار این شکر باری چه می گوید
اگر خورشید رخساره این قمر باری چه می گوید
بعد دقت شناسی عقل نتوانست هم بستن
وجودی بر میان او کمر باری چه می گوید
اگر گل پیش نرگس زد برویش لاق یکرنگی
به چشم مست تو آن بی بصر باری چه می گوید
گرفتم خود که نشنید آن ستمگر درد پنهانم
بزاری شب و آه سحر باری چه می گوید
گرفتم کآن درخت گل به خود ندهد مرا باری
گر از دور افکنم بر وی نظر باری چه می گوید
بطنز ار گفت خواهم کرد از عاشق کشی نوبه
رقیب شوم با ما این خبر باری چه می گوید
عدو گفتی به عقل و هوش نتوان شد کمال آنجا
چورقت این از تن آن از سر دگر باری چه می گوید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و زیبایی است و به توصیف احساسات عمیق و پیچیده عاشق میپردازد. شاعر به وصف زیبایی محبوب و قدرت سحرآمیز آن میپردازد و از دشواری فهم احساساتش سخن میگوید. او میگوید که عقلش نمیتواند وجودی مانند محبوب را درک کند و این زیبایی آنقدر زیاد است که هیچ چیزی نمیتواند با آن مقایسه شود. شاعر همچنین به عواطف پنهانیاش اشاره میکند که به رغم درد و رنجی که تحمل میکند، همچنان درگیر عشق و زیبایی محبوب است. به طور کلی، شعر به بیان تناقضها و زیباییهای عشق و تاثیر آن بر روح و روان عاشق میپردازد.