نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۲ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را بپای بوسی تو گر دسترس بود

در دولت غم تو همین پایه پس بود

در سر هوای تست مرا بهترین هوس

باقی هر آنچه هست هوا و هوس بود

بوسی بر آستان تو داریم التماس

ما را بر آن در از تو همین ملتمس بود

بی زحمت رقیب دمی با شکر لبی

گر دست میدهد شکری بی مگس بود

زاهد اگر قدم ز کرامت نهد بر آب

نزدیک ما به مرتبه کمتر ز خس بود

گو محتسب ز شحنه مترسان مرا که من

از پادشاه فارغم او خود چه کس بود

نی زیر لب بمیکده میخواندت کمال

بشنو که مقبلی ز قول نفس بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به عشق و علاقه‌اش به معشوق می‌پردازد و آرزو می‌کند که بتواند او را در آغوش بگیرد. او بیان می‌کند که تمامی آرزوها و هوس‌هایش حول محبت معشوق می‌چرخد و تنها آرزویش بوسیدن اوست. در ادامه، به رقیبش اشاره می‌کند که با لب‌های شیرینش بدون زحمت می‌تواند بر او مسلط شود. همچنین به زاهدانی اشاره می‌کند که اگرچه خود را بزرگ می‌دانند، اما نزد او ارزشی ندارند. شاعر در پایان، تاکید می‌کند که از قدرت پادشاهی آسوده‌خاطر است و وی را نمی‌ترساند. به طور کلی، این اشعار حاکی از احساسات عمیق و عشق بزرگ شاعر به معشوقش است.