نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

البش جان عاشق هوس میکند

شکر آرزوی مگس می کند

دعا گوی و سپری ز دشنام تو

از حلوای قندی که بس میکند

رود دل در آن زلف ترسان ز چشم

چو شبرو که خوف از عس می کند

نه کس را بر آن در گذارد رقیب

نه او التفاتی بکس میکند

به تیر تو دارد نظر آنکة صید

دوان است و رو باز پس میکند

از سوزم وخت راست هنگامه گرم

چو آتش که گرمی بخس میکند

بگلزار بی یار نالد کمال

چو بلبل که بانگ از قفس می کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و longing می‌پردازد. او به احساسات عاشقانه و هوس‌های دل اشاره می‌کند و به زیبایی معشوق و تأثیرش بر دل عاشق می‌نگرد. شاعر احساس می‌کند که معشوقش در برابر دیگران بی‌توجه است و عشقش به نوعی از حسرت و ناراحتی رنج می‌برد. همچنین، او به توصیف زیبایی‌های طبیعی مانند گل و بلبل پرداخته و تشبیهاتی زیبا برای بیان حال و هوا و درد عشق به کار می‌برد. در نهایت، احساساتی از از دست دادن و تنگی دل در این عشق به وضوح قابل احساس است.