شمارهٔ ۵۷۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تو آن شاخ گلی ای شوخ دلبر
که آریست به آب دیده در بر
چو آن رخسار و بالا باغبان دید
ز گل برید و بر کند از صنوبر
به هر مسجد که آوردی تو قامت
ز حیرت گفت امام الله اکبر
برم پیش لب و زلف تو سجده
چو خواننده آبت و اللیل و کوثر
رخت ماه است اگر بینیمش این ماه
به چشم ما نباید ماه دیگر
حدیث قند گفتم با لبش گفت
ملولیم از سخنهای مکرر
نه آن دفتر که در وی طیباتست
خبیثانش فروشستی سراسر
کمال این گفته گر سعدی شنودی
فروشستی بگازرگاه دفتر
که چون آب سخن دید و روانی
سخن را پاک تر سازد سخنور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و زیبایی است. شاعر محبوب خود را به یک گل تشبیه میکند که در زیبایی و لطافت بینظیر است. او اشاره میکند که هر بار محبوبش را میبیند، حالتی از شگفتی و حیرت به او دست میدهد و حتی امام مسجد نیز متحیر میشود. شاعر از لحظات عاشقانه و لحظههایی که در کنار محبوبش سپری میکند، صحبت میکند و تمایل دارد همیشه در کنار او باشد. در نهایت، او بیان میکند که کلمات و صحبتها زمانی تأثیرگذارند که از دل برآیند و به زیبایی عشق اشاره میکند.