شمارهٔ ۵۸۴ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلی دارم ز چشمت ناتوانتر
وجودی از دهانت بینشانتر
چو اشکم در کنار ای در سیراب
اگر آنی شپی باری روانتر
رقیبت مهربانیها نماید
ولی از ما نباشد مهربانتر
به مهرت گر بسنجم ذرهای را
هنوز آن ذرهام آید گرانتر
میانت گوییا رازیست غیبی
که از سره ضمیر آمد نهانتر
دل از چشم تو خود بودی چنان مست
چو کردی یک نظر گشت آنچنان تر
میفشان از کمال ای بیوفا دست
کزو عاشق نیابی جانفشانتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساسات عمیق و ناتوانی خود اشاره میکند. او از دلش که به خاطر چشمان معشوق ناتوان شده، و وجودش که از کلام او بینشان است، سخن میگوید. شاعر احساس میکند که عشقش به معشوق همیشه بیشتر و عمیقتر از محبتهای رقیب است. او با تصویر اشک و سیراب شدن در کنار معشوق، به تیرهروزی و تنهایی خود اشاره میکند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که از کمال و زیباییاش به او مایه دهد، در حالی که به وفاداری او شک دارد.