نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸۵ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چه جویست آن روان در فر شیرین

که پرسد دیر دیر از یار دیرین

جگر خون گشت مسکین آهوان را

بخوان بر بولهب تبت نه یاسین

چه افتادست لیلی را بپرسید

که گرید سنگ بر فرهاد مسکین

رقیب ما بمرد الحمدلله

که نقش ما ندارد صورت چین

مرا وقتی در آن کو پا به گل رفت

که آدم بود بین الماء و الطین

چو زد بر آب نقشش دیده دانست

به زر کاری و جدول‌های رنگین

کمال از سادگی با نقش و تذهیب

میارا هفت بیت خویش چندین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف احساسات و اندوه خود می‌پردازد. او از عشق و دلتنگی برای یار دیرین صحبت می‌کند و به مظلومیت آهوان اشاره می‌کند. پیوسته سوالاتی در مورد حال لیلی و رقیبش در ذهنش می‌گذرد. همچنین شاعر به جستجوی خود در دنیای عشق و زیبایی می‌پردازد و به تضاد زیبایی و سادگی اشاره می‌کند. در نهایت، او به سرنوشت خود و تأثیر عشق بر زندگی‌اش می‌اندیشد. این شعر نشان‌دهنده عواطف عمیق و پیچیده انسانی است.