شمارهٔ ۹۲۴ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
ای شیشهٔ دل ما در زیر پا شکسته
سنگیندلی گزیده عهد و وفا شکسته
با طاق های ابرو دلها شکسته هر سو
ما را بسیار شیشه دیدم از طاق ها شکسته
بود آرزوی زلفت دلهای عاشقانرا
آن آرزوی دلها باد صبا شکسته
با قامت تو طوبی در لطف کرده دعوی
شرط ادب ندانست آن شاخ پا شکسته
نامت زبان خامه چون برده پیش نامه
از غصه جدائی هر یک جدا شکسته
چون غنچه درنگنجم در پیرهن زشادی
آن دم که بهر قلم عطف قبا شکسته
دی گفت خاک پایم خون کمال ارزد
بر عادت بزرگی خود را بها شکسته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به افکار و احساسات عمیق و دشوار عاشقانه اشاره دارد. شاعر دل شکستهاش را با شیشهای که زیر پا شکسته شده، مقایسه میکند. او از وفا و صداقت در روابط یاد میکند و از آرزوهای عاشقان که تحت تأثیر زلف معشوق قرار گرفتهاند، سخن میگوید. همچنین بر زیبایی معشوق تأکید دارد و به نمادهایی چون طوبی و غنچه اشاره میکند. در نهایت، شاعر به ارزش و مقام خود در عشق اشاره میکند و بیان میکند که حتی خاک پای معشوق برایش ارزشمندتر از خودش است.