نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱۳ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نداند قدر حسنت کس به از تو

که خاک پای خود روبی به گیسو

شراب حسن پتوشی ز لبها

در آید زلف از آن پیشت به زانو

از رویت مشتبه شد قبله بر خلق

سوی محراب اشارت کن به ابرو

به من حلوای لب متمای گفتم

اگر دست آورم در گردن تو

به حسن از ماه میچربی و پروین

اگر منکر شوند اینکه ترازو

سر رقص است امشب ماه ما را

بزن بر نی زنان بانگی که دف کو

کمال امشب سماع عاشقان است

چنین شبها نشاید رقص پهلو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از زیبایی و جذابیت معشوقه‌ای می‌پردازد که ارزش‌های او را تنها خود او درک می‌کند. شاعر از جلوه‌های زیبایی او، مانند لب‌ها و موهایش، صحبت می‌کند و به تأثیر آن بر اطرافیان اشاره می‌کند. همچنین، از رابطه‌ای عمیق و عاشقانه بحث می‌کند که به شب‌های سماع و رقص عاشقان منجر می‌شود. در نهایت، شاعر با زبان عاشقانه‌ای خواهان توجه و اشارت معشوق است و به جشنی که به خاطر عشق و زیبایی برگزار می‌شود اشاره می‌کند.